
با سلام بر تو ای ایران و همه ایرانیان.ترجیح دادم در مورد وبلاگ و افکار سیاسی ام به خاطر برخی از نظرات توضیحی را در وبلاگ قرار دهم.به اعتقاد من تغیر در ایران در سال ۵۷ باید به وجود میامد و دموکراسی شدن ایران حق همه ایرانیان بوده٬پس طرفدار انقلاب ام.رهبر این انقلاب حرکت بزرگی رو انجام داد و پیشنهاد خوبی داد در مورد حکومت پس طرفدار جمهوری اسلامی ام.اما...
اما این جمهوری اسلامی نه جمهوری است و نه اسلامی.نزدیک به ۲۰ سال است که این نظام٬نظامی نیست که مد نظر رهبر انقلاب ایران و مردم بوده است.در این چند سال اخیر هم کمرنگ شدن جمهوری آن به شدت حس می شود.رد صلاحیتها٬فساد ها٬تبعیض ها و...که دیگر نیازی به توضیح ندارد.
طرفدار اصلاحاتم و ایمان و اعتقاد دارم که تمام مشکلات نظام با اصلاحات حل میشود.اعتقاد دارم اگه همه با هم اصلاحات رو به جلو ببریم روزی دموکراتیک ترین و آزاد ترین کشور دنیا ایران عزیز می شود.جمهوری اسلامی درست می شود اگر ما بخواهیم.با همه آماده ی بحث و تبادل نظر هستم.به امید ایرانی آباد و آزاد
حالت خوبه؟ (به من چه!) خوشی؟ (به من چه!).....در کل به من چه.امروز یه جوریم!نمیدونم چه جوریم!!!مشکل هم همینه!
اومدم از مشکلات و احمدی نژاد و گرونی ها و احمدی نژاد و تورم زیاد و احمدی نژاد و.....بنویسم٬گفتم بیخیال ایران.البته شایدم دستم در رفت و یه چیزی گفتم.اما امروز بیا ایران به هم از گذشته بگیم.نه خیلی دور.همین چند سال پیش بود.
ایران درست ۹ سال پیش یه عده جوون دانشجو می خواستن بگن که چرا روزنامه ی مارو بستین٬یوهو یه چند نفر اومدن اونجا در دانشگاه رو هم بستن.بعد دوباره همون جوونا گفتن چرا درارو بستین٬یه عده ی دیگه اومدن در دهنشون رو بستن.بازم همون جوونا گفتن چرا در دهنمونو بستین یه عده ی دیگه اومدن دستشونو بستن و....
سرتو درد نیارم تو که یادته منم یادم که تو جریان این بستنها٬چه زندگی هایی که برای اون جوونا بسته نشد٬چه بیمارستانهایی که اونا توش بسته یعنی بستری نشدن و چه پروندهایی که برای کل زندگیشون بسته نشد.ایران اون روز برای همیشه بسته شد.و سعی شد خاطرشم بسته شه.
چون فقط یه عده گفتن چرا روزناممون بسته شد!
حرف بالا رو هم بستم و تموم کردم.دیدم خیلی ناراحت شدی ایران جان.برای همینم یه خبر جالب خوندم تو اینترنت که: حسن روحانی در یک پرسش ناگهانی از دیگران که الزاما معلوم نیست چه کسانی هستند٬پرسید"آمار دروغی زشت تر است یا بد حجابی؟" نشستم کلی فکر کردم آخرم به این نتیجه رسیدم که بین بدحجابی و آمار روابطی وجود داره:
رابطه اول: حجاب معمولا واقعیت را پنهان می کند، آمار هم همین کار را می کند.
رابطه دوم: معمولا پشت حجاب موضوع قابل توجهی پنهان است، در مورد آمار هم همین طور است.
رابطه سوم: معمولا از آمار برای برجسته کردن چیزهایی که وجود ندارد استفاده می کنند، در حالی که از حجاب برای جلوگیری ازبرجسته شدن چیزهایی که وجود دارد استفاده می کنند.
رابطه چهارم: اگرآمار در کنترل دولت باشد، به نظر می رسد همه چیز درست است، اما اگر حجاب در کنترل دولت باشد، هیچ چیزی به نظر نمی رسد.
هیچی همین دیگه.حالت خوبه ایران؟
بهتری خدارو شکر؟خبر داری که تو این دو هفته کنکور برگزار شده و داره میشه؟کنکور سراسری که تموم شد حالا نوبت کنکور دانشگاه از هفت دولت آزاده! امسال هم میدونی که کنکور جنسیتی؟نمیدونستی؟ جدی؟آره بابا ایران جان جنسیتیه٬چشممان به جمالشم روشن. ما تا حالا چند جور کنکور داشتيم. کنکور آزمايشي، کنکور سراسري، کنکور آزاد، کنکور پيام نور... شکر که با تلاش شبانه روزي و مستمر دوستان تلاشگر به کنکور جنسيتي هم رسيديم.
این کنکور جنسيتی واقعاً باعث مباهات است که ما هر روز يک قله جديد و رفيع را فتح مي کنيم و افتخاري باقي نمانده که ما آن را به نام خود گل کاري نکرده باشيم.
ایران من آينده درخشاني را با حضور پرشکوه کنکور جنسيتي براي شرکت کنندگان در آزمون سراسري پيش بيني مي کنم. بگذار در اين نامه بخشي از آن روياهاي باشکوه آينده را برايت تصوير کنم؛
1- داوطلبان مي خواهند در کنکور به طريقه اينترنتي ثبت نام کنند اما چون لفظ «جنسيتي» در زبان انگليسي يک کلمه سه حرفي است که آن هم از بيخ فيلتر است، هرچه تلاش مي کنند در صفحه يي که پيش رويشان براي ثبت نام باز مي شود نوشته «مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد»
2- سوالات کنکور براي داوطلبان تفکيک مي شود. خانم ها به سوالات نظير مورد ذيل پاسخ مي دهند. سوال؛ زمام امور دولت آلمان در دست کدام «زن» است؟ الف- اون ضعيفه آنگلا مرکل ب- خواهر آنگلا مرکل ج- سر تخته بشورنش مرکل رو د- الهي جز جيگر بزني مرکل، بي شوهر بموني ايشا الله...
طبعاً براي آقايان سوال اينطور خواهد بود؛ آيا «مردي» به سبيل است؟ الف- چاکر داداش ب- شب بود سيبيلات رو نديدم ج- خيلي تو لوطي صفتي د- با مايي، والايي، از مايي، آقايي
3- داوطلبان سر جلسه پاسخنامه هاي هوشمند خواهند داشت. يعني اگر اشتباهاً پاسخنامه مربوط به آقايان زير دست خانمي بود، خود پاسخنامه چند بار سرفه مي کند و مي گويد ياالله و بالعکس اگر پاسخنامه مربوط به خانم ها زير دست آقايي (خدا به دور) باشد خود پاسخنامه مي گويد چشماتو درويش کن!
کنکور جنسيتي حاصل تلاش دوستان عدالت محور ما هست و به همين دليل نيز دستاورد بزرگي همچون ساير دستاوردهاي اين ۳ سال و اندي محسوب مي شود. من اينجا و در اين نامه به خاطر حضور زيباي کنکور اینجوری یعنی جنسی که باعث شده در آسمان علم ما یک شور حال جنسی(برداشت بد نشود) برپا شود از همه ی وزارتخونه ها و نهاد ها تشکر میکنم.
راستی ایران من که نفهمیدم تو زنی یا مرد؟چه کنکوری میدی؟زنونه یا مردونه؟یه چیزه دیگه راستی٬حالت خوبه؟
سلام مشتی ایران خودمون.چطوری ایران؟؟
یک راست میرم حرفم رو بزن حال حوصله حرف اضافی زدن رو ندارم!!!
چند وقت پیش احمدی نژاد با دانشجویان دانشگاه امام صادق، که طبیعتا نماینده همه دانشگاههای کشور است، در ساعت نه شب تا یک نیمه شب که طبیعتا همه ملاقات های مردمی در دنیا در همین ساعت صورت می گیرد!، در دفتر خودش که طبعا هر کسی در دنیا می خواهد با مسائل دانشگاه مواجه بشود، در دفتر رئیس جمهور با دانشجویان ملاقات می کند!، برای آگاهی از مسائل دانشگاه، برای دانشجویان سخنانی ایراد کرد و در این سخنان اعلام کرد: " هنوز همه آرمانهای مان را روی میز نیاورده ایم." در همین موقع دانشجویان شعار دادند: " رئیس جمهور عزیز، بذار اونو روی میز."
وی سپس به دانشجویان گفت: آیا سووالی دارید؟ یکی از دانشجویان گفت: شما چرا اینقدر خوبید؟ وی پاسخ داد: به این سووال پاسخ نمی دهم، مادرم باید بگوید من چرا خوبم. یکی دیگر از دانشجویان پرسید: چرا آب در صد درجه به جوش می آید؟ وی پاسخ داد: ای شیطون، معلومه تو هم مثل من تو کار علم واردی. سپس یک دانشجوی دیگر گفت: الهی قربونت برم، می شه من بمیرم براتون؟ وی گفت: نه عزیزم، خوبی از خودتونه، تو رو خدا اینقدر محبت جامعه دانشجویی رو به من نشون ندین. آنگاه یکی از دانشجویان معترض گفت: " چرا رئیس جمهور دستور نمی دهد که همه دانشجویان دیگر را کتک بزنند؟" رئیس جمهور گفت: شما فکر می کنید رئیس جمهور شما همه قدرتها را دارد؟ من الآن دو سال است می گویم عامل گرانی مسکن را پیدا کنید، ولی نمی کنند. آنگاه یک دانشجوی دیگر با عصبانیت پرسید: چرا بعضی از نیروهای کثیف با شما مخالفند؟ رئیس جمهور پاسخ داد: چون من خیلی ماه هستم. در پایان یکی از دانشجویان گفت: شما وقتی دانشجو بودید مثل ما شهامت سووال کردن از رئیس جمهور را داشتید؟ احمدی نژاد پاسخ داد: ما همیشه آرزوی مان بود روزی رئیس جمهور شویم و بگذاریم دانشجویان بیایند پیش ما و حرف دل شان را بزنند. در پایان دانشجویان رفتند. در همین راستا، و با توجه به اهمیت سووال کردن و پاسخ دادن،ایران٬ یک پرسشنامه چهار جوابی برای کلیه دانشجویان کشور طرح کردیم.دانشجویان عزیز لطفا به این سووالات پاسخ داده و پاسخنامه را برای عمه رئیس جمهور که معمولا در مقابل دانشجویان پاسخگوست بفرستید.
سووال اول: چرا رئیس جمهور برای پاسخ دادن به سووالات دانشجویان آمریکایی ده هزار کیلومتر سفر کرده و با شجاعت به میان دانشجویان دانشگاه کلمبیا رفت، ولی همین رئیس جمهور با شجاعت به دانشگاه تهران نرفت؟
1) چون رئیس جمهور ما خیلی شجاع است؟
2) چون راه دانشگاه تهران خیلی دور است؟
3) چون کلمبیا در خارج است و دانشگاه تهران در داخل؟
4) چون در آنجا دوربین زیاد بود؟
سووال دوم: چرا رئیس جمهور به جای رفتن میان دانشجویان آنها را به میان خودش آورد؟
1) چون آمدن سیصد نفر از رفتن یک نفر ساده تر است؟
2) چون در دانشگاه سالن برای ملاقات نبود، ولی در دفتر بود؟
3) چون می خواست برود که یکهو دید آمدند؟
4) آنها نیامدند، بلکه آورده شدند؟
سووال سوم: چرا در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان هیچ سووالی مطرح نشد؟
1) چون رئیس جمهور همه سووال ها را بلد بود؟
2) چون دانشجویان اصولا سووالی ندارند؟
3) چون رئیس جمهور همه جواب ها را داد؟
4) اصولا سووال کردن برای سلامتی خوب نیست؟
سووال چهارم: چرا به جای دانشجویان دانشگاه تهران، دانشجویان دانشگاه امام صادق برای ملاقات با رئیس جمهور انتخاب شدند؟
1) چون دانشجویان دانشگاه تهران چاق بودند و در آن سالن جا نمی شدند؟
2) چون امام صادق امام هفتم شیعیان است؟
3) چون دانشجویان دانشگاه تهران سرما خورده بودند؟
4) چون دانشجویان امام صادق قبلا آمده بودند، لازم بود که بعدا هم بیایند؟
1) چون روستائیان شب ها زود می خوابند؟
2) چون رئیس جمهور وقت شناس است؟
3) چون دانشجویان شبها دیر می خوابند؟
4) ارتش چرا ندارد؟
سووال ششم: منظور رئیس جمهور در جمله " هنوز همه آرمانها را روی میز نیاورده ایم." از " آرمان" چیست؟
1) یک چیز مهم که ایشان دارد، ولی ما تا حالا ندیدیم؟
2) یک چیز بزرگ که اگر روی میز بگذارند، همه دنیا به هم می ریزد؟
3) یک چیز مهم که فعلا رئیس جمهور به کسی نشان نداده؟
4) یک چیزی که فعلا زیر میز است؟
سووال هفتم: با توجه به جمله " هنوز همه آرمانها را روی میز نیاوردیم" پیش بینی کنید اگر همه آرمانها را روی میز بیاورند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
1) دهان مان آسفالت است؟
2) دهان مان صاف است؟
3) دهان مان بسته می شود؟
4) دهان مان یک جور دیگر می شود؟
سووال هشتم: با توجه به اینکه " هنوز همه آرمانها را روی میز نیاورده اند" قیمت همه چیز دو برابر شده است، اگر " همه آرمانهای رئیس جمهور" را روی میز بگذارند، قیمت ها چند برابر می شود؟
1) دو برابر و نیم؟
2) دوبرابر و هفتاد و پنج صدم؟
3) سه برابر؟
4) هر سه پاسخ صحیح است؟
سووال نهم: با توجه به اینکه " هنوز همه آرمانها را روی میز نیاورده اند" آقای پالیزدار اعلام کرد اکثر آرمانگرایان کشور پرونده فساد مالی دارند، میان پالیزدار، میز و آرمان چه رابطه ای وجود دارد؟
1) حرف های پالیزدار آرمان زیرمیزی است، ولی آرمان رئیس جمهور روی میزی است؟
2) اصولا آرمان تا وقتی روی میز نرفته، زیرمیزی می گیرد؟
3) آرمان را اگر روی میز نگذارند، سر می خورد و می رود زیر میز؟
4) احتمالا اگر رئیس جمهور آرمانش را روی میز بگذارد، احتمالا می رود پیش پالیزدار؟
سووال دهم: با توجه به دستگیری استاد مددی، یکی از آرمانگرایان دانشگاه زنجان، پاسخ دهید که میان میز و آرمان استاد مددی چه رابطه ای وجود دارد؟
1) استاد مددی همه آرمانهایش را نشان داد، ولی روی میز نگذاشت؟
2) اصولا وقتی کسی می خواهد آرمانش را نشان دهد، باید موبایل ها را خاموش کنند؟
3) استاد مددی و سردار زارعی همه آرمان شان را روی میز گذاشتند، ولی بدشانسی آوردند؟
4) هر سه پاسخ غلط است؟
اصلا نمیپرسم حالت چطوره!!!!! (طرح٬الگو برداری شده از آقای نبوی)
احوالات شما؟خوبي خوشي سلامتي ايران؟چه خبر؟شکر خدا من هم خوبم.
ايران جون با خبر هستي که حاج محمود آقاي احمدي نژاد گير داده به اين هاله ي نوره؟بعد از اين که متوجه نشد يه نورافکن يا پرژکتور تو سازمان ملل روي صورتش بوده و نه هاله نور! حالا گير داده که هاله نور هميشگي بوده و است و خيلي ها چشم ديدنشو ندارن و از اين صحبتها...
درباره ي همين موضوع يکي از کارمندهاي شرکت برق به من گفت که:علت کمبود برق همين هاله ي نور رئيس جمهوره!.وي در اين باره به من توضيح داد که روزانه فقط ۱۲۰۰۰ KW انرژي برق فقط براي احمدي نژاد مصرف ميشود.در پي مصرف بيش ار اندازه برق توسط رئيس جمهور اين کارمند از کمک غريب الوقوع شخص "بابا برقي" براي حل اين مسئله خبر داد.گويا پخش انيميشن هاي شرکت برق در جلسات هيئت دولت هم جهت کم کردن نور اين هاله توسط احمدي نژاد در ساعات اوج مصرف از همين هفته آغاز مي شود.
ايران البته رئيس دولت زياد تو اين هفته ها بيکار نبوده و بعد از بحث هاله ي نور اعلام کرده که امريکايي ها در عراق مي خواستند او را بدزدن و از ايران براي آزاديش باج بگيرين.همچنين ايرنا نوشته که امريکايي ها شاخ دراوردن که محمود آقا از کجا فهميده اين اطلاعات سري سازمان C.I.A رو!
نميدونن که محمود آقا کارش همينه فقط افشا گري ميکنه.همه اين افشا گريهاش هم از جيب کاپشنشه!البته بايد بگم که در باره ي اين موضوع رفتم پيش وزير بهداشت ببينم چي ميگه.(به خاطر لهن صحبت وزير حرفهاي او کشيده نوشته شده)
خودم:آقاي وزير محمود حالش خوبه؟
وزير:چــــــــــــــطور مگـــــــــــــه؟
خودم:وزير اين حرفا چيه که ميگه؟به نظرت حالش خوبه؟
وزير:آره خـــــــوبه.ايــــــن حــــــرفاش هــــــم بـــــه خاطر فـــــــــشار زيـــــــــاد برق براي هــــــــاله ي نوره کـــــه حـــــال ايشـــــان را بــــــد کرده.زود موضوع رو حــــــل مکنيم.
خودم:مرسي وزير.
وزیر:چـــــــاکرتیم
نتيجه گيري:اگه يه لامپ بالا سرت روشن بود اين هاله ي نور نيست چراغه؟کاره اديسونه.
راستي ميگن کم برقي ايران کم چراغات رو روشن کن که بيايم تو اينترنت بپرسيم حالت چطوره؟
من خوبم.ایران جریان دانشگاه زنجان رو شنیدی؟آره همون دختره که....ایران ببین این دولت قرار بود حجم کمک های مالی خودش به مردم را بالا ببرد، نمی دانم چرا دائما داره حجم کمک های جنسی خودش رو افزایش می ده، دو نماینده مجلس در حال دادن کمک های جنسی به برخی از مردم دستگیر و برای ادامه فعالیت آزاد شدند!
یک فرمانده پلیس نیز به دلیل دادن خدمات بی شائبه جنسی به برخی بانوان دستگیر و با وثیقه آزاد شد و فعلا دنبال مکان مناسب می گردد!
چند روز پیش هم معاون دانشگاه زنجان به دلیل ارائه کمک های جنسی به عنف توسط دانشجویان فیلمبرداری و به جهانیان معرفی شد.جالبه نه؟در عرض چند ماه همه فاسد شدن نه؟یاد اون روزا به خیر٬چقدر فرق داشت.هی...!!!!یادته؟بگذار برات یه چند نمونش رو بگم:
قبل: نماینده مجلس دستگیر می شد، چون مشکل سیاسی داشت.
بعد: نماینده مجلس دستگیر می شود، چون مشکل جنسی دارد.
قبل: معاون دانشگاه اخراج می شد، چون نظری مخالف حکومت داشت.
بعد: معاون دانشگاه مورد اعتراض قرار می گیرد، چون به دانشجو تجاوز می کند.
قبل: فرمانده پلیس زندانی می شد، چون مشکل مالی داشت.
بعد: فرمانده پلیس زندانی می شود، چون مشکل جنسی دارد.
قبل: دانشجو اعتراض می کرد، برای اینکه جلوی تجاوز به حقوق مردم را بگیرد.
بعد: دانشجو اعتراض می کند، برای اینکه جلوی تجاوز به خودش را بگیرد.
قبل: ملت به دولت اعتراض می کردند، چون برنامه های مزخرفی از تلویزیون پخش می شد.
بعد: ملت به دولت اعتراض می کنند، چون برق نداریم که مزخرفات تلویزیون را ببینیم.
قبل: پلیس مردم را کتک می زد، چون مردم می خواستند اوضاع را تغییر بدهند.
بعد: پلیس مردم را کتک می زند، چون مردم باید قیافه های شان را تغییر بدهند.
قبل: روزنامه نگاران به رئیس جمهوراعتراض می کردند، چون همه حقیقت را نمی گفت.
بعد: روزنامه نگاران به رئیس جمهور اعتراض می کنند، چون همیشه یک ذره چاخان می گوید.
قبل: وزیر برکنار می شد، چون نمی خواست توی سر مردم بزند.
بعد: وزیر برکنار می شود، چون دیر توی سر مردم زده است.
نتیجه گیری اخلاقی: شما وقتی درها را ببندید ممکن است پشت درهای بسته هر اتفاقی بیفتد.
نتیجه گیری سیاسی: با آدم های فاسد باید مبارزه کرد، نه از طریق آدمهای فاسد تر.
ایران تو هم مواظب خودت باش کسی به تو دیگه تجاوز نکه!
حالت که خوبه؟
درود بر تو ای ایران!!!
حال کردی چقدر ادبی حرف زدم؟!تازه این رو با لحن این دوبلوره بگو جالب تر میشه.
ایران جان تو من باس(همون باید)یه تشکر از ابراهیم خان نبوی بکنم.من که هیچ زمانی به خاک پاشم نمیرسم ولی هروقت که نمکم ته کشیده٬صحبتها و حرفهای آقای نبوی به کمکم اومده.الان هم که تو این مشکل بزرگ(امتحانات)گیر کردم و نمک که چه عرض کنم همه چیزمون ته کشیده یه کمکی طلبیدیم از نوشته های آقای نبوی در مورد حل مشکل مسکن!
ایران ببین آقای نبوی چه راهکاری رو پیشنهاد داده:
رئیس جمهور از سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی خواست که برای کاهش قیمت مسکن بسرعت طرحی ابتکاری تهیه کند، اینکه چرا رئیس جمهور از وزارت مسکن چنین درخواستی نکرد، شاید به این دلیل است که قرار است این طرح کاملا ابتکاری و پر از نوآوری باشد، وگرنه به عقل هر رئیس جمهوری می رسید که برای تهیه طرح کاهش قیمت مسکن باید از وزارت مسکن درخواست طرحی چنین کرد. در همین راستا برخی از آگاهان پیش بینی کردند که طرح کاهش قیمت مسکن با ابعاد زیر بزودی آماده شود:
ایران مدیریت جهان را در اختیار بگیرد
ایران مدیریت جهان را در اختیار بگیرد و مدیران فعلی برای اداره جهان از کشور بروند، در نتیجه به جای مدیران کنونی یک عده دیگر سرکار می آیند. هر کسی سرکار بیاید، مشکل مسکن حل می شود
تشدید روند غنی سازی
یکی از راههای کاهش قیمت مسکن، تشدید روند غنی سازی است. در این صورت آمریکا به ایران حمله می کند. در این حالت، یا ما پیروز می شویم یا آمریکا، اگر آمریکا پیروز شود، مردم در جنگ کشته می شوند و در نتیجه جمعیت کاهش یافته و مشکل مسکن حل می شود، و اگر ما پیروز شویم کشور بطور کامل احمدی نژادی می شود و در نتیجه مردم بسرعت کشور را بسوی آمریکا ترک می کنند و در نتیجه جمعیت کم می شود و مشکل مسکن حل می شود.
اسرائیل از روی نقشه جهان حذف شود
باید برای کاهش قیمت مسکن اسرائیل از روی نقشه جهان حذف شود. اگر اسرائیل از روی نقشه جهان حذف شود، در نتیجه یا ایران هم از روی نقشه جهان حذف می شود، که در آن صورت احمدی نژاد و بطریق اولی مشکل مسکن هم از روی نقشه جهان حذف می شود. یا اینکه اسرائیل از روی نقشه جهان حذف می شود، ولی ایران باقی می ماند. اگر اسرائیل نباشد و ایران باشد، در نتیجه ایران دیگر مجبور نیست برای لبنانی ها و فلسطینی ها خانه بسازد و در نتیجه مشکل مسکن حل می شود.
هیات دولت به مدت دو ماه بروند زیارت
یکی از راحت ترین راههای کاهش مشکل مسکن این است که تمام وزرا و معاونین آنها و استانداران و فرمانداران دولت برای زیارت به مدت دوماه بروند به کربلا و در کوچه های کربلا برای دوماه گم بشوند و تا دو ماه همه وزارتخانه ها تعطیل باشد. در نتیجه بطور طبیعی قیمت مسکن کاهش می یابد.
آمریکا از عراق خارج شود
یکی از راههای مناسب کاهش قیمت مسکن خروج آمریکا از عراق است. اگر نیروهای آمریکا از عراق خارج شوند، این نیروها به آمریکا برمی گردند. در نتیجه قیمت مسکن در آمریکا افزایش می یابد و بیش از یک میلیون ایرانی که در آمریکا هستند، برای پیدا کردن خانه برمی گردند ایران. در نتیجه تلویزیون صدای آمریکا هم که کارکنانش خانه های شان را از دست داده اند برمی گردند، به همین دلیل با تعطیل شدن صدای آمریکا، احمدی نژاد در انتخابات بعدی رئیس جمهور نمی شود و طبیعتا قیمت خانه کاهش می یابد.
اوباما رئیس جمهور آمریکا شود
یک راه انقلابی و بسیار مناسب برای کاهش سریع قیمت مسکن این است که اوباما رئیس جمهور آمریکا شود. در این صورت وضع جهان کاملا قاراشمیش می شود و همه جای دنیا مثل ایران ناامن می شود و دیگر کسی به فکر خروج از ایران نمی افتد و احتمالا خیلی ها هم که رفته اند برمی گردند. در نتیجه ملت به جای اینکه به فکر رفتن از ایران بیفتند، مجبور می شوند به سرنوشت خودشان فکر کنند و وقتی این کار را بکنند، احمدی نژاد بسرعت محو و قیمت مسکن هم شدیدا کاهش پیدا می کند.
قیمت نفت برسد به سی دلار
یک راه کاهش قیمت مسکن این است که قیمت نفت بشود سی دلار و حتی الامکان بیست یا حتی پنج دلار. در این صورت اداره مملکت کار سختی می شود، و بچه ها می روند سر کلاس درس شان و کشور مجبور می شود برای اداره دولت و نمایندگی مجلس از وزرا و وکلای واقعی استفاده کند. در این صورت کابینه استعفا می دهد و قیمت خانه هم کاهش پیدا می کند.
مالکیت خصوصی بر زمین لغو شود
یک راه مهم کاهش قیمت مسکن لغو مالکیت خصوصی بر زمین است، این تجربه قبلا در کوبا و روسیه و چین موفقیت خودش را نشان داده است و در حال حاضر مردم چین و کوبا و روسیه همه مشکلات زندگی را دارند، ولی مشکل مسکن ندارند. در این حالت مالکیت خصوصی بر زمین لغو شده و قیمت زمین به صفر می رسد و قیمت خانه هم به جای پانصد میلیون تومان می شود سه میلیون روبل، خانه ها را هم دولت می سازد و می فروشد و به هر کس بخواهد می دهد، بعد همه می شویم کارمندان دولت و بیکاری هم از بین می رود، بعد هم نصف ملت مثل مردم کوبا فرار می کنند به خارج و می روند به کابل و بغداد تا خوشبخت شوند.
دولت از ثروتمندان مالیات بگیرد
یکی از راههای کاهش قیمت مسکن افزایش مالیات بر ثروتمندان است، اگر دولت از ثروتمندان مالیات بگیرد، آنها که معمولا صاحب زمین و مسکن هستند و قیمت خانه را بالا می برند، از فرط خوشحالی افزایش مالیات سریعا قیمت خانه ها را کاهش می دهند و مشکل مسکن سریعا حل می شود و بی عدالتی هم از بین می رود، چون ثروتمندان خودشان پول شان را می دهند به فقرا و چاله های فقر هم سریعا پر می شود و همه مشکلات هم حل می شود و ما هم از خواب بعدا بیدار می شویم.
به جای اینکه دولت کوچک بشود، ملت کوچک بشود
یکی از راههای قدیمی برای حل مشکلات اقتصادی کوچک کردن دولت بود که باعث می شد هزینه های دولت کوچک بشود و اقتصاد هم بهتر بشود، قبلا که آدمهای بزرگتری در دولت بودند، حکومت اصرار می کرد دولت کوچک شود، چون آن ها که در دولت بودند بزرگ بودند، حالا که دولت پر است از آدمهای کوچک، قرار است دولت بزرگ بشود، در نتیجه یک راه مهم این است که به جای اینکه دولت کوچک شود، ملت کوچک بشود، در نتیجه ملت وقتی کوچک شد جای کمتری می گیرد و به همین دلیل قیمت زمین هم پائین می آید و خانه هم می رسد به یک پنجم( این یک روش فلسفی برای کاهش قیمت مسکن بود.)
نتیجه گیری اخلاقی: برای حل مشکل اقتصاد دولت باید کوچک بشود، اما اگر دولت بزرگ بشود، خودبخود ملت کوچک می شود.
نتیجه گیری اقتصادی: وقتی دولت در همه خیابانها حضور پیدا کند، قیمت خانه بالا می رود، چون خانه، تنها جایی است که مردم می توانند از شر دولت به آنجا فرار کنند.
دیدی چی گقتند؟راستی بهتری؟
بد نیستیم ما هم.نه زیاد اتفاق خیلی خاصی به قول استادان ادبیات فارسی روی نداده است!
آهان راستی این محمود آقای رئیس جمهور هست که تو خیابون پاستور کار میکنه خوب؟تلویزیون ایران داشت نشون میداد که چند نفر ایتالیایی دورو ورش نشستند و حاجی داره حرف میزنه.همین طوری هم میگفت,از همه چیز.میگفت ایران خواهان صلحه ولی ما دهن مهن اسرائیل رو......!!! نفهمیدیم چی میگه
ایران هی از عدالت گفت,هی گفت هی گفت.اینکه چرا تو امریکا عدالت نیست.چرا وضع مردم تو شنگول یورک و مونگولفرنیا بد شده.این که چرا دولت امریکا یارانه بخش کشاورزیشو قطع کرده یا چرا خیلی ها تو امریکا زیر خط فقرند.! آگاهان با توجه به این حرفها و همین طور ادعای حاج محمود در مورد تخلف در انتخابات امریکا سوالی را مطرح کردند "که آیا واقعا احمدی نژاد شرایط ایران رو نمیبیند؟"
۱ـ نه چون عدالت چشم چار نداره
۲ـ عینک نزده,بزنه میبینه
۳ـ از بس تو مسافرت و ایران گردیه یادش میره
۴ـ خاتمی و هاشمی جلوی دیدش رو گرفتند نمیگذارند ببینه
ایران خودتم میتونی جوابرو بده بهم خوشحال میشم.یه چیز جالب ابنکه رئیس اتحادیه بنک دارا که فارسیش میشه سوپرمارکتی ها گفته مردم چایی نخرند تا ارزون شه!!! دلش خوشه ها.یکی بیاد سبد غذایی مردم رو بیبینه که آخه مگه دیگه چیزی توش مونده؟فردا همون سبد رو هم مگیرند با ۳ میلیارد شهرداری کادو میکنند میدن لبنان,دستشون هم درد نکنه.
یه پیشنهادم دارم ایران جان اونم به روزنامه اعتماد:
اسمت رو بگذار "مورد اعتماد دولت" اگر هم خواستی آخرش یه عزیز هم اضافه کن خوب میشه.آبروی ۲ خرداد رو بردی.تیتر زدی سفر موفق احمدی نژاد به ایتالیا بعد زیرش نوشتی اینو نهاد ریاست جمهوری گفته؟!
آقا نترس.الیاس جان حضرتی نترس.می بندنت خوب.مردونه بسته شی که بهتر از اینه که مثل روزنامه ایران بشی!!!!!!!!!!
عصابم رو ریخت بهم نتونستم بپرسم حال تو چطوره ایران؟
چطوری؟؟دلم برات شده بود انقدر(.)!!!دیدی چقدر بود؟انقدر اتفاق افتاده تو این چند روز که من نبودم که نگو....
دیروز ایران ثمره هاشمی رفیق فاب(فابریک)محمود آقای رئیس جمهور گفتش که اجلاس فائو کم از دانشگاه کلمبیا نبود!!!
آقایون فکر می کنند که محمود آقا هرجا که صحبت میکنه یه اتفاق خارق العاده(این شکلی نوشته میشه؟)افتاده.چون چند نفر کروات زده و ژیگول دارن حرفهای این انسان زیبا رو و انقلابی رو گوش میدن شاید براشون عجیب!آخه یه اجلاس که دیگه انقدر شلوغ اومدن نداره که بابا!!!
ایران تیم ملیت هم که گند زد ماشااله تا به قول مظفرالدین شاه همه چیزمون به همه چیزمون بیاد.البته انتظار دیگه ای هم نمی رفت بابا.آدم وقتي به فدراسیون فوتبال نگاه مي کند لذت مي برد. نه، فکر بد نکن. از اون لذت ها نه، الان برايت توضيح مي دهم.
واقعيت اين است که با روي کار آمدن دولت نهم (روي کار آمدن ها،) علاوه بر آنکه ما شاهد مسکن متري دو ميليون توماني، توقيف شرق و هم ميهن و زنان و...، کساد کردن بازار نشر، عدالت محوري، سهميه بندي بنزين و... شديم، صاحب يک فدراسيون فوتبال بي نظير در تاريخ فوتبالمان هم شديم. البته من در اين نامه قصد ندارم زبانم لال دستاوردها را ناديده بگيرم؛ روش هاي بودجه نويسي در سه سوت و دو صفحه، فناوري ارتباط با جيبوتي در حداقل زمان ممکن، متدهاي نوين تعويض نصف کابينه در نصف عمر دولت،راهبردهاي تبديل سينما به کتاب هايي در باب عرفان،چگونگي ورود بادمجان فرانسوي به کشور، مهدي کلهر با آن حرفهایش...
اما ايران حساب فدراسيون فوتبال، ميان اين همه دستاورد واقعاً جداست.با آمدنش توانست در اولين گام فوتبال ايران را تعليق کند که من اينجا اعتراف مي کنم اين اقدام در تاريخ فوتبال ما بي نظير بود و کاملاً هماهنگ با زحمات شبانه روزي ديگر مسوولان. بعد از آن توانست فوتبال ما را در جام ملت هاي آسيا حذف کند که اين چندان مهم نبود. مهم اين بود که مربيگري تيم را به يک دانشمند جوان ايراني به نام امير قلعه نويي سپردند. بعد در راستاي کوبيدن مشت محکم به دهان و ساير اعضاي بدخواهان غرب زده، نگذاشتند چهار مربي ممتاز خارجي که آماده بودند بي قيد و شرط با ما قرارداد ببندند و سرمربي شوند. قرارداد نبستند تا صفايي فراهاني، عادل فردوسي پور، نمايندگان مجلس ششم و... حساب کار دست شان بيايد، بعد هم در اقدامي حماسه وار تيم ايران را بدون سرمربي راهي ديدار با سوريه کردند و یک زمانی هم توانستد با خاوير کلمنته به توافق نرسند،بعد هم بعد از افشین قطبی و علی دایی که داستانشون رو قبلتر گفتم و حالا هم در آستانه ی خذف از دوره مقدماتی هستیم.
چبه قول ابراهیم رها:واقعاً خودت بگو «چي صدا کنم تو رو،»
ایران عزيز، من يقين دارم صرفاً به خاطر دشمني تا حالا خود فيفا را به کفاشیان نسپرده اند. اگر نه چه کسي است که نداند کفشیان و علی آبادی به قول شاعر: تو محشري از همه سري.
ایران جان، حالا که به مدد تلاش کفاشیان و علی آبادی در وجب به وجب آسمان فوتبال ما باز هم به قول ابراهیم رها از اون بالا کفتر ميايه، ما بايد چشم به آينده داشته باشيم و بدانيم که پس متوقف کردن سوريه و امارات در تهران، حتي اگر در دمشق و ابوظبی ببازيم مهم نيست، به يک کشور دوست و برادر باخته ايم. مهم اين است که تو اين مسائل را مي فهمي. خيلي هم مي فهمي. دمت گرم.(الهام گرفته شده از نامه ابراهیم رها)
اصلا نمی پرسم حالت چطوره گیر هم نده!
ایران جان تو نباشه جان رئیس جمهورمون! امتحاناتام داره شروع میشه!!!!!
تازه فهمیدم چیزی نخوندم.بشینم این ۲ هفته یه ورقی بزنم.اگه خبر جالبی هم افتاد(که سه سال فقط داره خبر جالب اتفاق می افته)حتمی برات نامه می نویسم و خبرت می کنم.
ایران جونم برام دعا کن.من دیگه میرم سر درس و مشقام تا تمومش کنم و امتحانات رو بدم و بیام دوباره.
تو این چند هفته به خدا میسپارمت.از کارای محمود آقا هم ناراحت نشو.پسر خوبیه!می خواهم این چند هفته که نیستم تو هم شیفتش بشی ببینی چه گلیه! و به قول آقای راها:
چی صدا کنم تورو محمود جانم!(تو هم یه چیزی صداش کن)
ایران فعلا خداحافظت باشه.تا من برگردم و دوباره بپرسم ایران حالت چطوره؟



